تورک الی یانندا سوگى
شنبه بیست و یکم مرداد 1385
تقديم به عشق آسماني ام:

هرگاه قلبت لرزيد بدان عاشق شده اي
من وقتي پدرم را شناختم قلبم لرزيد
مادرم را فهميدم قلبم لرزيد
و وقتي عشق را ديدم قلبم لرزيد
تقديم به همه ي آناني كه عشق زندگي ام هستند
در زمين باشند يا در آسمان ها،
چه آنان كه در زمينند روحي آسماني دارند
نوشته شده توسط سوگی
در 14:21 | لینک ثابت
•
شنبه چهاردهم مرداد 1385
از من پرسید به خاطر کی زنده هستی؟....بااینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم ((به خاطر تو))...
بهش گفتم به(( خاطر هیچکس)).....از من پرسید پس به خاطر چی زنده هستی؟....با اینکه دلم
داد میزد ((به خاطر دل تو))..با یک بغض غمگین بهش گفتم((به خاطر هیچ چیز))....از اون پرسیدم: تو به
خاطر چی زنده هستی؟........در حالی که اشک توی چشمهاش جمع شده بود گفت: به خاطر کسی که به خاطر
هیچ زنده ا ست.
نصیحتی از یک دوست:سعی کنید تو زندگی هدف دا شته باشید.
یاشاسن...
نوشته شده توسط سوگی
در 19:4 | لینک ثابت
•
چهارشنبه چهارم مرداد 1385
عاشقت خواهم ماند..............................بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت............................بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت.................................بي هيچ کلامي گوش خواهم داد..................................بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست.......................بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد..............................بي هيچ حرارتي اينگونه شايد احساسم نميرد.....
ياشاسن اذربايجان
نوشته شده توسط سوگی
در 12:30 | لینک ثابت
•



