تبليغاتX
تورک الی یانندا سوگى

یکشنبه هجدهم تیر 1385

تورک:
نام پسرحضرت نوح(ص)وآن اسمي است که خداي تعالي بدان
فرزندان تورک بن نوح را ناميده است. ابن ابي دنيا در کتابيه که تاليف شده است.دربا آخر زمان به استناد از رسول گرامي اسلام
که او گفت:خداي عزوجل که مي گويد مرا لشگري است که ايشان راتورک نام داده ام وسکونت دادم ايشان را ازشرق تا
غرب. پس هرگاه برقومي خشم گيرندآنان را(تورکان را)
برآن قوم مسلط وچيره مي گردانمواين فضيلتي ايشان را
بر جمله آفريدگان از اين حيثکه نامگذاري ايشان را
(تورکان را)خود مباشرت و ولايت کرده وخداوند تعالي
سکونت داد ايشان رادربلندترين جايگاه وپاکيزه ترين هوا
از کره زمين وآنان را از لشگريان خود ناميد.با اضافه
آنچه مي بينيم در ايشاناز زيباي ونمکيني وخمش رويي ونگاهداشت ادب و مراعاتحرمت پيران و وفا به عهد وتبکر وفخر ودليري در چيزهاي که استحاق ستايش و مدح دارند در به شمار اندازه در نمي آيد.
کلمه تورک در زبان چيني توکيو خوانده مي شودو نام پايتخت کشور ژاپن از همين کلمه تورک به زبان چيني
توکيو برگرفته شده که در زمان يعني قرن ششم ميلادي
سرزمين هاي تحت سيطره تورکاناز مغولستان شروع از سر حدات شمالي چين گذشته تا بحر الاسود(درياي سياه)
گسترده بود.يکي از محققين بنام تورکولوژي((شراتوي))
با توجه به کثرت وفراواني لغات تورکي بکار رفته از زبان
هونيه چين(که زبان مرسوم چين است) آنها را استخراج نموده واذعان مي دارد که اين همه لغت بکار رفته در زبان چيني از زبان تورکي عاريت گرفته شده است.((پييليوت))در اين مورد به صراحت مي نويسدکه زبان چيني از زبان منشعاب زبان تورکي مي باشد که
((تونغور))ناميده مي شد.
زبان به دليل غنا و پرباربودن به زبانهاي مختلف ديگر ملل
دنيا در وهله اول چين و سپس مغولي وفارسي وعربي وارمني وگرجي ويوناني وآلباني و روماني تاثير بسزايي
نهاده است.
((دايرة المعارف الا سلاميه جلد 5 توضيح در ذيل کلمه الترک))
نوشته شده توسط سوگی در 17:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم تیر 1385

زندگی نامه استاد حسین شهریار

زومار آیینین ۲۷ سیندا شعر  ادب گونودی و اوستاد شهریارین عزیز لنمه گونو

یکی از شاعران با اصل و نصب که به زبان آذری شعر می سراید استاد محمد حسین شهریار است .

شهریار مانند دیگر شاعران در شعر خود لغت و خيزهایی دارد و در زندگی شخصی خود هم با فراز و نشیب هایی روبرو بوده است .

شهریار در روستای خشگناب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شده است ولی در جوانی برای گذارندن دوران تحصیلی خود به تهران آمد.شهریار در سالهای آخر تحصیل خود در رشته پزشکی بود که دچار یک درد عشقی شد که این نافرجامی عشقی یکی از موهبت های خدا بود .

این نافرجامی باعث دیدی جدید در شعر و ادب شهریار شد و شعرهایش چهره جدیدی پیدا کردند . او در شعر خود توصیه و عرفان را پیش گرفت و شعرهایی در این راستا گفت که بیشتر در وصف و مدح ائمه اطهار و پروردگار و ... است .مانند شعرهای هدیه کربلا ؟ صدای خدا ؟ قیام محمد (ص) و مولا علی و شریح قاضی و ... .

شهریار در سرودن شعرهای خود دو زبان را ملاک قرار داد :

1- زبان دری          2- زبان آذری

وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با شعرهایی چون شرف قبول و مقام رهبری سخنان و نظرات خود را مطرح کرد .

در حدود سال 1301 استاد شهریار و آقای پروفسور زاهدی در مدرسه دارالفنون همکلاس بودند .شهریار زیاد شعر می گفت و در هر مهمانی و مجلسی برای وصف مجلس شعری می سرود و همانجامی گذاشت و این اشعار بر حسب حوادث از بین می رفت .

شهریار در خانه اغلب روی قوطی سیگار و یا ورق باطله شعر می نوشت و این اشعار کم کم از بین می رفت و در این مواقع پرفسور زاهدی آنها را از گوشه کنارها جمع آوری می کرد و دسته بندی می کرد .

شهریار می گوید : اگر آقای دکتر زاهدی به این گونه اشعار را جمع آوری نمی کرد من هیچ رغبتی برای جمع آوری آثارم نداشتم .

شرح حال و خاطرات شهریار در شعرها و نوشته های او پیداست و او با هنرمندی زندگی خود را به مردم نشان می داد .شهریار یک عشق اولی داشت که به آن بسیار عشق می ورزید و به آن عشق مجاز می گوید .غالب غزلهای سوزناک او که بسیار زیبا و دلنشین است یادگار این دوره از زندگی است .

این عشق مجازی کم کم به یک عشق عرفانی تبدیل شد و بعد از عشق اول شهریار با همان دل سوخته و دم آتشین رو به سوی طبیعت آورد .خواندن شعر شهریار طرز مخصوصی دارد و در موقع خواندن اشعار در موقع خواندن اشعار قافیه و ژست و آهنگ و با موضوع مورد نظر تغییر می کند و در هنگام خواندن شعرهای پر سوز چشم او پر از اشک می شد .

شهریار قلبی با گذشت داشت و ولی با مختصر لغزشی متاثر و عصبی می شد و حتی با دشمنان خود با قلبی گشاده برخورد می کرد و از انحراف آنان متاثر می شد . در قلب او هیچ کینه ای نبود و معرفت و خداشناسی شهریار در بین غزلهای او کاملا نمایان است .

شهریار چندین مرتبه از مرگ حتمی نجات پیدا کرد .یکبار در زمان انقراض سلسله قاجار که در آن زمان 17 ساله بود که به وضع جامعه در بین بازاریان اعتراض می کند و بازاریان بر علیه او معترض می شوند و او را به قصد کشت می زنند .

شهریار تحصیلات خود را در مدرسه متحره و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران سپری کرد و در پزشکی چیره دست شد .

شهریار در سالهای آخر عمرش در تهران اقامت داشت ولی دوست داشت به شیراز برود و در آرامگاه حافظ باشد ولی بعد از این فکر منصرف شد و به تبریز رفت . او آخرین روزهای عمرش در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در تاریخ 27 / 6 / 1367 در همان بیمارستان جهان را بدرود گفت و بنا بر وصیتش اورا در مقبره الشعرا به خاک سپردند .

روز ۲۷ شهریور روز بزرگداشت استاد شعر و سخن است.

یادش نیک باد.

لوازم استاد شهریار
لوازم استاد شهریار

 

 

نوشته شده توسط سوگی در 17:21 |  لینک ثابت   •