تبليغاتX
تورک الی یانندا سوگى

یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385

 یاشاسن اذربایجان

نوشته شده توسط سوگی در 13:8 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385

سنی یارادان اللهن ادینان

 

اذربایجان اذربایجان

اوره‌گ سؤزیم آذربایجان

فیکریم خییالیم گئجه‌لر

گونوزه‌جاق آذربایجان

چالیشارام گئجه گوندوز

گؤزه‌ل آدون اوجالدارام

جانیم واریم سنه قوربان

جانیم واریم آذربایجان

قانیم اتیم سنله دولوب

بو اوره‌گیم سنله ووروب

یاتان بختیم سنده دوروب

چوخ قوتلوسان آذربایجان

اوشاقلارون شن اویناسین

قاری قوجان ساغ دولانسین

داغ دره‌وی گونش آلسین

اودلار یوردو آذربایجان  

آنا یوردوم آذربایجان

قنیم‌لرین قانا باتسین

سنی آتان قارا تاپسین

داش بولاغون آخار قالسین

آذربایجان آذربایجان

آنا يوردوم قوجا اؤلكه‌م

زه‌نگين يوردوم آذربايجان

سارسيلمازسان آذربايجان

ياشا يوردوم آذربايجان

 شهرام عطایی

 

نوشته شده توسط سوگی در 14:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385

ادبیات تورکی

نزد ترکان شعر همچون نزد ایرانیان و اعراب فطری نیست، لذا ترکان جمع کردن بهترین آنچه در ادب ایندو قوم وجود داشته برای ادبیات خودشان اقدامی لازم می‌دانشتند وضع ترکها در مورد اخذ موضوعات و مضامین ادبی از ایران و عرب مثل یونان و روم است. لهجه‌های زبان ترکی از ابتدا متعدد بوده است. ترک شرق دارای دو لهجة جغتائی و آذری است و ترک مغرب لهجه عثمانی (ترکی اسلامبولی، است) و در مشرق ادبیات ترکی اسلامبولی تا حدی مورد توجه و اعتنای ترکان مغولی هند است. همچنانکه در ترکستان نیز این زبان ترکی مورد توجه است. همچنین آنچه به لهجه جغتائی و آذری نوشته می‌شود نزد ترکان مغرب خوانده می‌شود.

در قرن پانزدهم میلادی امیر علیشیر نوائی کتاب محاکمه لغتین را تألیف کرد و در آن دلایلی بر اثبات رجحان زبان ترکی بر فارسی آورد و بعد از او در قرن شانزدهم املی بابر (ظهیرالدین محمد) مؤسس سلسله مغول در هند کتاب با برنامه را که از بهترین کتب نثر ترکی جغتائی است تألیف نمود. آنگاه دیوانش را منظوم کرد و مجموعه مثنوی‌های خود را به زبان ترکی جغتائی به وجود آورد. در این قرن اشعار فراوانی به لهجة آذری سروده شد و در تصوف اثر عظیمی در ادبیات پدید آمد و طریقه الیسویه شیخ احمد الیسوی در شرق و غرب رواج یاتف و دیوانش (دیوان حکمت) که تقریباَ در هر خانه‌ای خوانده می‌شود زیرا اسلوب و سبکی روان دارد همچنین مولانا جلال‌الدین رومی مثنوی را که یک اثر بزرگ ادبیات عرفانی است در 6 دفتر به زبان فارسی تصنیف کرد علاوه بر آن دیوان کبیر شمس تبریزی اثر این شاعر عارف را می‌توان ذکر نمود.

در طریقه مولوی شعرا و موسیقیدانان برجسته‌ای ظهور کردند و این طریقه از شعر، موسیقی و سماع جانبداری می‌کرد همچنین طریقه تصوف یکتا شبیه منسوب به سید محمد ابراهیم آتا مشهور به حاج بکتاش (ق سیزدهم میلادی) از خراسان برخاست و خانقاهی در بیرآوری در شهر سولیجه (فارا اویوک)‌بر پا کرد. بکتاشه مخلوطی از اعتقادات قلندریه و الیسویه و حیدری است، باطنی و شیعه اثناعشری هستند طریقه بکتاشیه تا سال 1826 باقی بود. همچنین طرفداران طریقه مولویه اشعار مولوی، عطار، سنائی، حافظ و سعدی و غیر آن از شعرای متصوف فارسی را با ترنم می‌خواندند یکباره اشعار (قایغوسز سلطان) معروف به عبداله مغاوی را ترنم می‌کردند.

یونس امره واحمد فقیه وغیره از بزرگان طریقه بکتاشیه بودند.

مراحل
ادبیات ترکی به سه مرحله تقسیم می‌شود: مرحله تأثیر و نفوذ پذیری از ادبیات فارسی و اسلام، دوم مرحله تأثیر پذیری از ادبیات اروپائی مخصوصاً فرانسه و مرحله سوم عصر جدید یعنی مرحله قومیت ترکی.

مرحله اول ادبیات ترکی به معنای وسیع کلمه تابع ادبیات اسلامی و یکی از ملل اسلامی بودند یک دولت و حکومت ترکی و دور این محور ادبیات تکی می‌چرخید و سخت متأثر از ادبیات فارسی بود و از مکاتی و مدارس ادبی اسلامی ادبای ترک فارغ‌التحصیل می‌شدند.

در قرن چهاردهم نسیمی (عمادالدین) شاعر مشهور منسوب به فرقه باطنی (برای حروف قرآن معانی خاص قائل و بحروفیه معروف بودند) تا جائیکه وی را متسهم به ندقه کردند.

در قرن پانزدهم نامهایی از جمله: شیخی، احمد پاشا، نجاتی می‌درخشید و گروهی از علما که توجه فراوانی هب فقه‌اللغه و اصطلاحات می‌کردند و آثار فارسی را به ترکی برمی‌گردانیدند و بر ان شروحی می‌نوشتند همچنین ذکر اسامی سروری، سود، این کمال ضروری است.

در قرن شانزدهم ادبیات ترکی به اوج کمال رسید. و سلیمان قانونی، سلطان عثمانی مردی شاعر بود و عده‌ای از ادبا به دورش جمع می‌شدند از سلمان قانونی دیوانی به جا مانده که در آن تخلص محبی کرده بود.

بزرگترین شاعران این قرن ترکی باقی و فضولی بودند و در این روزگار دیگر ادبیات ترکی جنبه تقلید ودنباله روی از زبان و ادبیات فارسی نداشت و اشتباه استکه اگر اشعار این دوره را ابتکاری ندانیم و کسانیکه در معانی ادبی ترکی دقت لازم معمول دارند بخوبی متوجه می‌شوند که ادبیات این زمان ترکی دارای خیال و فکر تازه است ودر آنها از فتوحات نظامی و اصلاحات داخلی دولت ترکیه عثمانی مطالب فراوانی به چشم می‌خورد.

در قرن هفدهم سبک و شیوه ادبیات فارسی در نفعی متجلی است اما غزلیات و هجویاتش خوبی و جمال کافی ندارد. همچنین شیخ الاسلام (یحیی افندی)که در غزل تفوق داشت. در این قرن نویسندگان مبرز و برجسته‌ای ظهور کردند- ادبیات ترک در دوران امپراطوری عثمانی رونقی فراوان یافت حتی سلاطین عثمانی نیز شعر می‌سرودند از جمله سلطان سلیم دیوانی از اشعار خویش به جا گذاشت تقریباً هر که در ترکیه عهد امپراطوری عثمانی سوادی داشت شعر می‌سرود، در طی 6 قرن حکومت امپراطوری عثمانی 2200 تن شاعر نام آور ظهور کرد که در بین آنان نام 12سلطان، عده زیادی شاهزاده ذکر شده است. این شاعران بیشتر از مضامین اشعار فارسی و عربی سود می‌جستنتد و در ستایش خداوند وسلطان زمان و زنان شعرهای فراوان فراهم ساختند.

در قرن چهاردهم احمدی سیواس از شاعران نام آور ترک زبان بود که در سال 1413 درگذشت از سبک نظامی گنجوی و اسکندرنامه وی الهام گرفت و در آن از غلبه اسکند بر ایران، تاریخ و دین و فلسفه خاورمیانه را از ابتدا تا دوران سلطنت با یزید اول به تفصیل شرح داده و به رشته نظم درآورده است. اولین کسی بود که در تاریخ ترک را نظم کرد احمد پاشا یکی دیگر از شاعران بزرگ زبان ترک بود که خیلی مورد توجه سلطان محمد دوم قرار داشت تا جائیکه این شاعر را به وزارت خویش برگزید اما چون احمد پاشا دل به غلام بچه‌ای از ملتزمان شاه بست سلطان بر وی خشم گرفت و او را به شهری تبعید کرد، تا اینکه در سال 1496 درگذشت.

نجاتی از شاعران بزرگی بود ه به ترکی اشعاری بسیار جالب می‌سرود و از مداحان خاص سلطان محمد دوم و سلطان با یزید دوم بود و در سرودن غزل به ترکی مهارتی بسیار داشت و اشعارش از آثار پر اوج ادبیات ترک محسوب می‌گردد وفات نجاتی در سال 1508 رخ داد.

بزرگترین غزالسرای ترک دربار عثمانی محود عبدالباقی بود، وی نخست به کار زین سازی اشتغال داشت اما ناگهان از این حرفه دست کشید و به شاعری و مدیحه‌سرائی پرداخت و از انعامات سلطان سلیمان بهره فراوان یافت و در مرثیه‌ای که برای سلطان سلیمان سرود هیجان و التهاب بسیار دیده می‌شود.

از جمله نرجسی را می‌توان ذکر کرد. کتب متعدد غیر مشهوری در آن زمان پدید آمد اما اکنون آنها دارای اهمیت است از قبیل: کتاب سیاحت نامه اولیا چلبی و در این قرن «ساز شاعر لری» که به تعداد فراوان در میان فرقه‌های تصوف و سپاهیان وجود داشتند که آنها را در فرقه مولویه، بکتاشیه و قزلباش و سپس انکشاریه بودند.

در قرن هجدهم شعرائی همچوین خواجه راغب پاشا، شیخ غالب و ندیم ظهور کردند و این عصر در تاریخ ترکی به عصر خزامی معروف است. با اینکه در این دوره فتور و سستی در کار دولت پدید آمده بود و سلطان عثمانی از علما و هنرمندان حمایت می‌کرد و وزیرش نیز در کمک به این امر مهم مقدم بود و بر اثر حمایت این وزیر و توجه و عنایت سلطان به کارهای علمی و هنری و ادبی پرداخت و یک مجمع ادبی پیشرفته نیز در اسلامبول پدید آمد. شیخ غالب در کتابش حسن و عشق مطالب جالب ادبی آورده وی آخرین شاعر دوره نخستین و مرحلة اول ادبیات ترکی به شمار می‌رود.

در نیمه اول قرن نوزدهم ادبیات کلاسیک همه قوت و اصالتش را از دست داد و شعر عاجز از ابداع چیز تازه‌ای ضمن پایبندی به اصول و قواعد شد و حیات شعر ترکی به کلی آکنده از تکرار افکار بوسیله تعابیر محدود گشت وضع به همین منوال بود تا اینکه ادیبان بزرگی همچون: شناسی، ضیا پاشا، عبدالحق حامد، نامق کمال ظهور کردند، و عصر جدیدی در ادبیات ترکی گشودند و آن دوره مرحله دوم ادبیات ترکی است.

این مرحله با ضابطه و دستور تنظیماتی که در سال 1839 را روزگار سلطان عبدالمجید صادر شد و احکام و شریعت اسلامی جای خود را به مبادی جدید انقلاب کبیر فرانسه داد همانطور که این انقلاب سراسر اروپا را فرا گرفت. ادبیاتی که در این دوره آمد از افکار غربی مخصوصاً ادبیات فرانسه سخت متأثر بود لیکن عده‌ای در اخذ شیوه‌های ادبی غربی راه غلو و مبالغه پیمودند. و از شرق بریدند و دور گشتند در نتیجه ادبیات ترکی اصالت خود را از دست داد واز جرگه ادبی اسلامی و فارسی خارج شد.

در نیمه قرن نوزدهم دائره نفوذ و وسعت ادبیات ترکی از خوارزم تا اندلس بود و در این مناطق مسلمانانی می‌زیستند که کم و بیش زیر نفوذ دولت عثمانی بودند.

ادبیات ثروت فنون، محمد عاکف (شاعر اسلامی) ارزش و اهمیت فکر اسلامی را در ادبیات ترکی تا حد زیادی آشکار کرد.

در این اواخر ادبیات ملی ترکیه به وجود آمد و ادیبان جدید در تبلیغ و بحث قومی و ملی ترکی پرداختند و از شیوه‌های قدیمی یعنی پیروی از ادبیات اسلامی، فارسی و اروپائی تا حد زیادی دست کشیدند و به مرحله سوم ادبیات گام نهادند.

ضیا کوک الب از شعراء و نویسندگان، عمر سیف‌الدین، خالد ادیب درین عصر ظهور کردند و آراء شاعر اشتراکی ناظم حکمت منتشر گشت و انتشار آنها به مقیاس وسیعی صورت گرفت و خط عربی متروک و خط لاتین به جای آن از سال 1928 معمول شد.

نجاتی جومالی Necati Cumali
شاعر، نمایشنامه نویس، داستان پرداز ترک در سال 1921 به دنیا آمد، تحصیلا ابتدائی و متوسطه را در ازمیر و رشته حقوق را در داشنگاه آنکارا به پایان رسانید، نخست بکار وکالت دادگستری پرداخت، مدتی وابسته مطبوعاتی ترکیه در پاریس بود و از سال 1958 تا 1964 با رادیو استانبول همکاری کرد و اکنون به کار شاعری و نویسندگی پرداخته و دل و جان به ادب سپرده است، در بیان عشق به زندگی و بحث در باب عشق به طور کلی ظرافت خاص در اشعارش نشان داده است.

نجاتی جومالی بیشتر از لحاظ شعر شعرت دارد و با اینحال داستانها، کتابها و نمایشنامه‌هایش در سراسر ترکیه حتی خارج از کشورش طرفدار و خواننده دارد.

مجموعه‌های متعددی از اشعارش تاکنون انتشار یافته و آخرین اثرش مجموعه شعری است به نام خوشه‌ها آبستنند در سال 1970 انتشار یافته است.

مجموعه دریای بارانی این شاعر در سال 1968 جایزه شعر انجمن زبان ترک را ربود. مجموعه‌ای از اشعار آپولینر را به زبان ترکی ترجمه کرد.

نوشته شده توسط سوگی در 15:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385

اخویانلاردان بیر شعر

آنا دئیلیم
فخریم
شوکتیم
شعریمین آخشامینا بیر اولدوز
آنا دئیلیم
آزادلیقیم
حوریتیم
یعنی کندیمین گوزل داقلاری
آنا دئیلیم
سو یعنی آب
گئد یعنی برو
شهریارین شیرین تورکی اشعاری
آنا دئیلیم
لای لای سسی
عاشیقلارین سازی
بویوک آنامین قیصه لری
آنا دئیلیم
آنا یوردوم
توپراغیم ، قانیم
آتامین درگز وئیران چولری
آنا دئیلیم
سهند
ساوالان
سرابین سووق کوچه لری
آنا دئیلیم
گوزوم
جانیم
یعنی آذربایجانیم

شعری گوندرن : قارا مداد

نوشته شده توسط سوگی در 14:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

بابک خرمدین

Monday, December 06, 2004 بابك خرمدين چه كسي بود؟


بابک خرم دين بزرگ مرد اصيل ايراني ، شيرمردي که 22 سال در برابر تجاوز ننگين اعراب به خاک ميهن، مردانه مقاومت و
ايستادگي کرد و در نهايت با غدعه و نيرنگ از پا در آمد. او راه ابومسلم را پيمود و انديشه هاي مزدک را در سر داشت، بابک ادامه دهنده قيام خرمدينان اصفهان بود که در سر سوداي عظمت دوباره ايران را داشت ، با کشته شدن او پيروانش در سراسر ايران به مبارزه با سلطه اعراب ميجنگدند،افسوس که قيامش به انجام نرسيد.بابک متعلق به همه ايرانيان است،
هيچ گروهي نميتواند اورا منتسب بخود نمايد
، به بهانه سالگرد تولد او، در قلعه بابک در کليبر هرساله مراسمي برپا ميگردد که در اين ميان عناصر نژادپرست از اين مراسم سوء استفاده کرده و با انتساب او به قومي خاص درصدد تحريک و به آشوب کشاندن اين مراسم هستند و حکومت هم بدنبال بهانه براي تعطيل کردن مراسم، حال آنکه دراين مراسم از سراسرايران حضور دارند و نمي توان مدعي شد که گروهي خاص در آن شرکت داشته اند.آري بابک خرمدين متعلق به تمامي ايرانيان است. يادش گرامي
نوشته شده توسط سوگی در 17:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

خط الراس اشترانکوه از فراز قله کول جنوقله کول جنو قله بابکدرگيري با سنگ ها در روي تيغه شمالي
نوشته شده توسط سوگی در 17:32 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385

نقشه سیاسی جمهوری آذربایجان
img/daneshnameh_up/4/47/AZERLOC.jpg



مشخصات آماری جمهوری آذربایجان


نام رسمی
جمهوری آذربایجان (Republic of Azerbaijan )
عضو
مساحت
86600 کیلومتر مربع
خط ساحلی
خط ساحلی ندارد
مختصات جغرافیایی
40 درجه و30 دقیقه شمالی و 47 درجه و 30 دقیقه شرقی
جمعیت
در سال ۲۰۰۲، ۸۱۶۷۰۰۰ نفر( هشتاد و ششمین کشور از نظر جمعیت )
پایتخت
 
 
 
زبان
آذری ( 89%) ،روسی (3 % )،ارمنی (2 %)، سایر زبانها (6%)
مذهب
۹۳٫۴ درصد مسلمان و 1و1 درصد ارتدکس
امید طول عمر
71 سال
واحد پول
منات آذربایجان

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

yashasen azerbaycan

نوشته شده توسط سوگی در 17:20 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم اردیبهشت 1385

تقدیم تورکها و اذری ها  و فارس هایی که ما را درک میکنند

کاش چونان شمع میتوانستم بر بالینت بسوزم تا به تو گرمی بخشم

چونان پروانه دورت بگردم تا از تو پرستاری کنم

وچونان بلبل عشق را برایت بسرایم که دردها و غمها فراموش شود

ولی افسوس

شمعی دور از توام که سوختنم را فایده ای نیست

پروانه ای که میگردم ولی بیهوده

و بلبلی خاموش که باید سکوت کند

 

 من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

ای اذربایجان

انا دیلی(زبان مادری)

                                شهرام عطایی

 

 

   

   عشق يعني ...

 

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

 

                      اذربایجان(تورکلر

نوشته شده توسط سوگی در 11:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم اردیبهشت 1385

تحمل کردن زيباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

 

انتظار اسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

 

زندگی شيرين است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

 

مشکلات حل می شود

اگر قرار باشد روزی به پای تو بميرم

 

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سينه ی تو تمام شوم

 

اشک ها همه به لبخند تبديل می شود

اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

 

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببينم خيال رفتن داری

 

زنگيم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گير شده ای

 

اما بدان دوستت دارم

از پشت اين همه فاصله

از پشت اين همه حرف

                                    دوستت دارم

                                                         اگر باور کنی

آئ  اذربایجان

نوشته شده توسط سوگی در 11:9 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385

شبانگاهان به ياد تو نماز عشق به پا کردم  سر سجاده با گريه براي تو دعا کردم به اميدي که برگردي دو دست سوي خدا کردم گرفتم ذکر تو بر لب نمي دوني چه ها کردم بيا اي نازنين من نماز من نيازت
نوشته شده توسط سوگی در 18:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اردیبهشت 1385

شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است .

 ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن    تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی  کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد. نادر میرزای قاجار می نویسد:

« این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید. سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت».

و از اعتمادالسلطنه نقل است که :

« عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی مدت شش ماه از آب پر می گردد.»

در مورد تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال 1349 بنای عمارت زیبای دو طبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رژیم شاه مورد استفاده  غیر شرعی و غیر اخلاقی داشته ، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجدداً بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است

نوشته شده توسط سوگی در 14:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اردیبهشت 1385

استاد بزرگ شهریار

 

 

فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان  و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد.

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم

                                          روم به شهر خود و شهریار خود باشم

شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد.

درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش   حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.

 

             

عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی   بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون  زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.

این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.

نوشته شده توسط سوگی در 14:24 |  لینک ثابت   •